باکمال – در قدیم مثل حالا این همه وسیله ی حمل و جابجایی بار نبود و اغلب بارها یا با گاری و یا بر پشت افرادی جابجا می شد یکی از این افراد که بارها و محموله های گندم و جورا جابجا می کرد و به منازل مردم می برد حسن مدجعفر نام داشت یعنی حسن فرزند محمدجعفر بارها و محموله های گندم و جو و آرد اغلب در جوال های ۵۰ منی حمل می شد هر یک من فردوس معادل ۲ کیلو و البته ۳ سیر یعنی ۱۵۰ گرم کمتر است . یعنی حسن آقا ۹۲ کیلو و نیم را که با احتساب جوال ۹۶ کیلو بار بر پشتش از یک نقطه ی شهر به نقطه ی دیگر حمل می کرد و اجرت این کار هم ۲ قران بود . در آن زمان همین پارکینگ مقابل فروشگاه آقای قیومی استخر شنای تربیت بدنی بود که بچه ها در آن آبتنی می کردند و بلیط هم فروخته می شد و خودم هم چند سال آن را از شهرداری اجاره داشتم و با استفاده از نجات غریق های فردوس و حتی شهر های دیگر استخر را اداره می کردم . قبل از اینکه آن استخر آبگیری شوداستخر را مدتی به انبار جو و گندم اختصاص داده بودند و محموله های ۵۰ تنی و یکصد تنی جو را در آن تخلیه می کردند و دامداران می آمدند و برای دام های خود جوال ها و کیسه هایی را پر از جو می کردند و می بردند و برخی ها هم از طریق همین حسن آقای باربر ، جوال های جو یا گندم را به منازلشان حمل می کردند . ایشان جوال پر از جو را که ۵۰ من بود بر پشت می گرفت و از آنجا تا نقاط مختلف شهر و گاهی تا میدان ۲۲ بهمن انتهای خیابان شهید رجایی حمل می کرد البته در بین راه گاهی به سکویی که می رسید جوال را روی آن می گذاشت و لحظاتی استراحت می کرد و دوباره آن را برپشت می بست و به مقصد می رساند . در یکی از روزها که به اتفاق دوستش غلام علی هر کدام یک محموله بار را برای یک نفر حمل کرده بودند صاحب بار دو تا دو قرانی را به وی می دهد و می گوید این دو قران برای خودت و این دو قران هم برای غلام علی و او این امانت را می گیرد و جداگانه یک دو قرانی را در یک مشت و یک دو قرانی دیگر را در مشت دیگر قرار می دهد و می رود غلام علی را پیدا می کند و می گوید این دو قرانی را برای تو داده اند یعنی دو قرانی ها را در حالی که مثل هم بوده و ارزش واحدی داشته آنها را قاطی نکرده و همان دو قرانی را که برای غلام علی داده بودند هم او را به او می دهد .
ممکن است برخی این را ساده لوحی تصور کنند در حالی که این ساده لوحی نیست و امانت داری و دقت در مال مردم است . در این زمان اگر چنین کاری اتفاق بیفتد و فردی دو اسکناس پنجاهزار تومانی را به کسی بدهد و بگوید یکی برای تو و دیگری هم برای دوستت حتما آن یکی که کهنه تر است را به دوستش خواهد داد و یا اگر دو نیم کیلو گوشت را به فقیری بدهند و بگویند یکی برای خودت و دیگری برای همسایه ات به احتمال زیاد نگاه می کند که کدام یکی کم استخوان تر و کم چربی تر است تا برای خودش باشد و گوشت دیگر را به همسایه اش بدهد .
مخلص کلام اینکه صداقت در امانت بسیار مهم است و در آموزه های دینی اهمیت آن بگونه ای تعریف شده است که امانت از هرکس باشد حتی غیرمسلمان و کافر بایستی به درستی رعایت شود و به صاحبش تحویل شود . ممکن است امانت یک حرف و سخن باشد هیچ کس حق ندارد در آن خیانت کند . والسلام