Yaghoot ferdows News Agency

خربزه ی آقامَّدی

باکمالدر قدیم یکی از ارقام خربزه هایی که در فردوس کاشت می شد خربزه ی آقامّدی بود . این نوع خربزه گِرد و رنگ پوست و داخل آن سبز کم رنگ بود .خربزه آقامدی ، اینقدر سیرین بود که به هنگام خوردن لب ها به هم می چسبید دردهه های ۳۰ ، ۴۰ و ۵۰ در مزارع جالیز برای خوردن خربزه و هنداوانه به خصوص در سر مزارع ،خیلی از چاقو و چنگال استفاده نمی کردند بلکه آن را تکه تکه و یا کاچ کاچ می کردند و گاز می زدند و گاهی همان اصطلاح لمکه را به کار می بردند . و طبیعی بود که مقداری از آب آن روز پیراهن بریزد و پیراهن ها بر اثر همین آب شیرین خربزه ها آن قدر چَغَر و سفت می شد که حالت شکنندگی پیدا می کرد.

علت اینکه این خربزه ها را آقامدی می نامیدند به این دلیل بود که درابتدا ، تخم آن را آقا محمد معاون زاده از اجداد همین آقایان معاون زاده ی فردوس ، از شهری دیگر به فردوس آورده بودند و کم کم ، کاشت این نوع خربزه در فردوس زیاد و زیاد تر شده بود . از ویژگی های این نوع خربزه این بود که خیلی نازک و شیرین بود و پوست آن هم اینقدر نازک بود که صبح زود که ما بچه ها در مزرعه جالیز نگهبانی می دادیم تا کلاغ ها وجوندگان مانند خرگوش و روباه ، خربزه ها و هندوانه ها را سوراخ نکنند و گاز نگیرند و به اصطلاح فردوسی ها لَمکَه نکنند در صبح زود که مقداری هوا سردتر می شد این خربزه ها می ترکید و صدای ترکیدن آن بگوش می رسید . یکی دیگر از ویژگی های خربزه ها ی قدیم این بود که در میان یک مزرعه جالیز بندرت خربزه ای پیدا می شد که کرم داشته باشد یا به اصطلاح ما فردوسی ها کُخی باشد . علت آن هم این بود که اولا خیر و برکت زیاد بود و مردم با ایمان تر از حالا بودند و حق و حقوق شرعی خویش را می پرداختند و به دیگران هم از میوه های خود می چشاندند اما حالا در صندوق عقب ها و یا عقب وانت بارها میوه های خود را روانه بازار می کنند و کسی نمی بیند و کمتر هم توجه دارند که همسایه را که باغ یا مزرعه ی جالیزی ندارد از میوه های خود بچشانند .

بر اساس آموزه های دینی و در کتب خطی و قدیمی به نقل از معصومین (علیهم صلوات الله احمعین) آمده است که در خانه هایی که فرزند نیست از خیر و برکت هم خبری نیست و هرگاه مردم گناهانی را از قبیل عدم پرداخت زکات ، دوری از ذکر خدا و یا اسراف مرتکب شوند به بی برکتی در رزق و روزی و معیشتشان تنگ می شود و درخانه هایی که حرف از قمار و شراب مطرح است و موسیقی حرام گوش می کنند ؛ صاحبان آن خانه ها به بی برکتی مبتلا می شوند و گناهان دیگری از قبیل سستی ورزیدن در نماز ، خوردن مال حرام ، خیانت در شراکت ، ترک امر به معروف و نهی از منکر ، اعمال منافی عفت و دشمنام دادن باعث از بین رفتن برکت و کاهش رزق و روزی می شود .

یکی دیگر از عواملی طبیعی که باعث شده تا امروزه مانند قدیم مردم از میوه های شیرین و خوشمزه و بدون آفت برخوردار نباشند سمپاسی های بی رویه است که اغلب مردم با استفاده از این نوع سمپاشی ها علاوه بر حشرات مضر ، حشرات مفید را هم از بین می برند .خداوند طبیعت را طوری تنظیم کرده است که هر چیز در جای خودش باشد و اگر مردم در طبیعت دست اندازی نکنند و از خرابکاری ها پرهیز کنند قطعا امور طبیعت به سامان خواهد بود و حشرات مفید خودشان حشرات مضر را به اندازه ای که آسیبی برای باغ ها و محصولات نباشند کاهش می دهند . و به طور طبیعی از طغیان آفات جلوگیری می کنند اما وای از این آدمیزاد دو پا که جنگل ها و مراتع را تخریب و با دست کاری دراکو سیستم طبیعی ،نظم طبیعت را برهم می زند .

یکی دیگر از عوامل عدم برخورداری از میوه ها و محصولات با کیفیت این است که در قدیم می گفتند «یک جریب شیار بهتر از دو جریب محصول است » در این جمله ی قدیمی ها خیلی حرف ها و نکته ها نهفته است و معنای ظاهری آن این است که در قدیم آیش را رعایت می کردند و به زمین ها استراحت می دادند یعنی به محض برداشت محصول آن را با بیل یا گاو و بعد ها با تراکتور شیار می کردند که آفتاب بر آن بتابد و هم در زمستان یخ برشود و باد بخورد تا آفاتی هم اگر در زیر برگ و باش ها پنهان هستند از بین بروند . و باغ ها را هم در زمستان با بیل های شهری که تیغه ی آهنی آن بیش از ۵۰ سانتی متر بود کولش می دادند اما حالا با زور کود های شیمایی هر سال ،زمین ها را می کارند و آیش نمی کنند و همین موضوع باعث شده که هم از کیفیت محصولات کاسته شود و هم شاهد طغیان آفات باشیم . خدا وند عاقبت ما را ختم به خیر کند . والسلام

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

فرهنگی هنری