باکمال-برداشت گندم دردهه ۱۳۵۰ وقبل از آن با حالا به کلی فرق کرده است به گونه ای که درقدیم به صورت دستی و سنتی گندم ها درو و خرمن می شد و بعد هم به وسیله «بردو» یک دستگاه چوبی با تیغه های آهنی که به دنبال یک جفت گاو بسته می شد خرمن را می کوبیدند وبه اصطلاح نرم می کردند و منتظر باد ملایم می ماندند تا کاه وگندم که باهم مخلوط بود را چهارشاخ بزنند تا گندم ها ازکاهها جدا شود .گاهی از اوقات ممکن بود یک خرمن گندم متوسط یا بزرگ سه یا چهار روز طول بکشد واینقدر گاو ها را با بردو روی خرمن گندم
می چرخاندند تا نرم می شد و باد مناسبی برای چهار شاخ زدن نمی وزید و صاحب یا صاحبان خرمن و کارگرانی که برای کمک به کار گیری می کردند یکی دو شبانه روز منتظر می ماندند تا جهت و سرعت باد برای چهار شاخ زدن یا به اصطلاح فردوسی ها کاجک زدن مناسب باشد ودراین فاصله ممکن بود باد به کلی ازوزیدن بیفتد و نیروها درسر خرمن بیکار ومنتظر بمانند .
بدیهی بود که صاحب خرمن می بایست برای نیروها ی سرِخرمن ،صبحانه ، ناها ر وشام تدارک ببیند که معمولا برای صبحانه نان محلیِ تازه پخت شده ،پنیر محلی ،چند عدد پیازوسبزی شامل تره و جعفری ویا شیره ی انگور، اشکنه شیرین ، کشک و یا حسن لکی وبرای ناهار و شام هم که اغلب آبگوشت با همان نان های محلی بود را آماده می کردند وگاهی اتفاق می افتاد که همین صبحانه و ناهار وشام دو یا سه روز تکرار می شد تا باد مناسب برای چهار شاخ زدن بوزد و چون خرمن گندم درمحل بند سار و با فاصله از شهر بود امکان بازگشت نیروها به داخل شهر نبود و برای نگهبانی از خرمن کوبیده شده می بایست همانجا می ماندند.
اما حالا درمزارع گندم که سطح آن به صورت هکتاری و بالا است با یک تلفن ازمحل مزرعه ی گندم با کمباین هماهنگ می کنند ومی آید و درکمترین زمان ممکن درومی کند و کاه وگندم را جدا کرده و درکمترازنصف روز پول کاه ها و گندم ها درجیب صاحب مزرعه است هرچند به لحاظ هزینه های گزاف کاشت وداشت و برداشت، کاشت گندم دراین مناطق خشک وکم آب ، صرفه ی اقتصادی ندارد ودرمزارع کوچک هم با تراکتوری که کمباین به صورت دنباله بند به آن متصل می شود هماهنگی صورت می گیرد و می آید و دوسه تا نیرو گندم هایی را که قبلا درو شده و دسته بندی و بانخ بسته شده است را داخل کمباین می اندازند وکوبیده می شود واین دستگاه هم کاه را از گندم جدا می کند و درکمتراز نصف روز کاه و گندم را صاحب مزرعه به انبارخود منتقل ویا درهمان محل خرمن می فروشد .این آسانی کار نیازمند شکر گزاری به درگاه حضرت باریتعالی است که دراین دوره و زمانه اینقدر کارها آسان شده است اما دلیل اینکه بازهم مردم می نالند معلوم نیست که چیست.