Yaghoot ferdows News Agency

بندسارهای قدیم و معروف در فردوس

باکمال – تعداد زیادی از بند سارها در حاشیه شهر فردوس و اسلامیه وجود دارد که از قدیم معروف بوده و به صورت دیم در این بند سارها گندم ، خربزه و هنداوانه می کاشتند .

بند دغار ، بند آخوند ، بندسار رمضانی ، بندسار کویده(کبوده) بندسار باباشاه ، بندمعدل ، بند میرزاتقی ، بندسار لگوری ، بندسار موقوفه مدرسه حبیبیه از جمله بندسارهای معروف اطراف شهر فردوس بوده است .

بند آخوند و بند دغار در سمت راست جاده آیسک و از پشت واحد تولیدی پترو فردوس آغاز می شود و به وسعت هر کدام حدود یکصد هکتار می باشد به طوریکه انتهای بند آخوند با فاصله ای به بند دغار ختم می شود .

بندسار رمضانی در پشت غسالخانه و بهشت اکبر واقع شده و متشکل از چندین بند با مالکیت های جداگانه و بیش از ۳۰۰ هکتار می باشد .

بندسار لگوری در محدوده چاه موتور مرحوم رادمرد (اثنی عشر) و از سمت شمال وصل به این چاه موتور می باشد و از قدیم متعلق به حاج غلامعلی و حاج محمدعلی یمنی و اجدادشان بوده است .

بندسار کبوده پشت کفترکوه(کبوترکوه) در سمت راست کمربندی اسلامیه می باشد و بند ساربابا شاه در انتهای کمربندی اسلامیه در محدوده چاه موتورهای حاج آقای امیرزاده قرار دارد .

بند معدل در ابتدای جاده بشرویه ، سمت راست جاده بعد از مزرعه نوغاب و بند میرزاتقی پشت قبرستان بهشت حسین (چنجه) می باشد.

نکته مهم اینکه در قدیم که وضعیت بارندگی بهتر از این زمان بوده و هر ساله به طور متوسط از ۲۰۰ تا ۲۵۰ میلی متر بارندگی می شد و بارندگی ها هم معمولا به موقع و با عافیت همراه بود اغلب این بندسارها از باران پر آب می شد و بعد در موقع مناسب حدود یکی دوماه مانده به عید نوروز این بند سارها را با گاو شخم می زدند و گندم می کاشتند و بندسارهایی که بعد از عید نوروز و در اوایل فصل بهار آبگیری می شد به کاشت جالیز(خربزه وهندوانه) اختصاص می دادند  گندم های دیم را در اواخر خردادماه توسط کارگر و با دست درو می کردند و بعد هم آنها را خرمن می کردند به طوریکه در هر کدام از این بند سارها در فصل درو ، دهها خرمن گندم وجود داشت و این خرمن ها را طی چندین روز با گاو و خرمنکوب که به آن «بردو» می گفتند نرم می کردند(می کوبیدند) و بعد کاجُک (چارشاخ) می زدند و گندم را از کاه جدا می کردند و با الاغ به منزل انتقال می دادند.

در قدیم مردم خیلی مقید بودند که در زمستان بندسارخود را از باران ورود خانه های مسیر ، آبگیری کنند چرا که اگر بندی آبگیری نمی شد در آن سال آن خانواده می بایست گندم مورد نیاز خانواده اش را از دیگران و به سختی تأمین کند و لذا تحت هر شرایطی در زمستان می بایست مراقب بودند که بندشان پر آب شود و آب مدتی را در بند بماند تا به خوبی در زمین نفوذ کند.

بندسارهایی را که بعد از عید نوروز به کاشت محصولات جالیزی اختصاص می دادند آنقدر خربزه و هندوانه داشت که از دور مردم خیال می کردند گله ی گوسفندی داخل بند سار هستند در حالی که همه آنها خربزه و هندوانه بود . و عجیب اینکه حتی یک خربزه یا هندوانه دچار کرم خوردگی نمی شد و به هیچ وجه از سم پاشی هم خبری نبود و تمامی خربزه و هندوانه ها اینقدر شیرین بود که لب ها به هم می چسبید و پیراهن بچه هایی که نگهبان مزارع جالیز بودند از آب خربزه ها خشک و شکننده می شد . و قیمت ها هم اینقدر پایین بود که یک بار الاغ خربزه یا هندوانه تنها به پنچ تومان (پنجاه ریال) و مثل حالا نبود که یک هندوانه به یک میلیون ریال باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

فرهنگی هنری