Yaghoot ferdows News Agency

مدارس و دانش آموزان قدیم و جدید

باکمال – در دهه چهل و پنجاه حدود ۶۰ سال قبل چند دبستان و یک دبیرستان در فردوس وجود داشت من در دبستان خیام که بعدها به ششم بهمن تغییر نام یافت درس می خواندم این دبستان در ضلع شمالی امام زادگان آقا سیدمحمد و آقا سیدابراهیم قرار داشت دقیقا همین مکانی که فضای سبز و چند دستگاه سوئیت تازه احداث شده است . معلمین این مدرسه آقای بصیر ، مرحوم حسین درخشان و مرحوم نخعی و چند نفر دیگر بودند که با وجدان کاری و تعهد بسیار بالا مشغول تعلیم و تربیت دانش آموزان بودند . در آن زمان یک حوض انبار در کنار مدرسه بود و در پله اول آن همیشه یک بغل ترکه (پاجوش) انار در آب خیسانده بود تا ملایم و نشکن شود. این ترکه ها هر هفته تمام می شد و باز دوباره می آوردند و نمی گذاشته که از تعداد آنها کاسته شود . تمام شدن این ترکه ها به این صورت بود که همه آنها باضربه ، به کف دست و پشت تعدادی از دانش آموزان تنبل و فضول تکه تکه می شد . در آن زمان تقریبا حدود نیمی از دانش آموزان پس از اتمام دوره ششم ابتدایی ترک تحصیل و در امور دامداری و کشاورزی به خانواده کمک می کردند . چرا که تأمین هزینه تحصیل ، علیرغم اینکه قیمت مداد ، خودکار و دفتر هرکدام حدود ۲ ریال بود و شهریه ای هم در کار نبود اما باز هم همین هزینه های ناچیز از عهده والدین ساخته نبود . و لذا فرزندان خود را ترک تحصیل می دادند . و تعداد انگشت شماری از دانش آموزان به فکر دانشگاه بودند و بقیه هم مدرک کلاس ۱۲ یا همان دیپلم را پایان تحصیلات خویش می دانستند . در آن زمان تحصیلات در دو مقطع ابتدایی و دبیرستان بود به این صورت که ابتدایی از کلاس اول تا ششم و دبیرستان از هفتم تا دوازدهم بود و دانش آموزان در سه رشته ، ادبی ، طبیعی و ریاضی دیپلم می گرفتند. اما در این زمان ، درس خواندن ، درس خواندن و فقط درس خواندن تا در رشته خوبی مثل پسرخاله و دخترعمه در کنکور قبول شوند و صحبت از ترک تحصیل به هیچ وجه نیست و بنا بر این است که دانش آموزان مدارج عالی تحصیلی را طی کنند و از تنبیه بدنی دانش آموزان به هیچ وجه خبری نیست و اگر معلمی با عتاب به دانش آموزی بگوید چرا تکلیفت را انجام نداده ای یا مطالب آموزش داده شده را یاد نگرفته ای ، آن معلم را توبیخ می کنند ! و پدر و مادر دانش آموز هم اعتراض می کنند چرا که روح و روان فرزندمان را آزرده اند؟! امروزه دانش آموزان در سال های آخر متوسطه دوم آن قدر در منزل و کتابخانه درس می خوانند که آفتاب را نمی بینند و بس که آفتاب به آنان نتابیده مثل پنبه سفید می شوند و از اجتماع دلندشت هیچ خبری ندارند که رفت و آمدها و خریدهای بازار و ارتباطات اجتماعی چگونه است ؟ لذا به محض ورود به اجتماع با چالش هایی روبه رو می شوند . یک اتفاق دیگر هم طی دو سه سال اخیر افتاده است که سطح آموزش ها را پائین آورده و آن تعطیلی های مکرر و پشت سرهم بوده ، هوا گرم است ، تعطیل ، هوا سرد است ، تعطیل ، یک میلی متر برف یا باران آمده ، تعطیل ، کاهش فشارگاز ، تعطیل ، کمبود برق ، تعطیل و در یک کلام هر دو روز تعطیل و روز بعدهم تعطیل و این آش و همین کاسه همچنان ادامه دارد!!! و خدا به خیرکند با نابغه های فردا !!!   

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

فرهنگی هنری