باکمال – این اصطلاحات در قدیم کاربرد های زیادی داشته و از ۵۰ سال قبل تاکنون بر زبان کسی جاری نشده است . و نسل جوان با این واژه ها آشنا نیستند . چریکی در قدیم به شاگرد و دستیار گاورانی که با گاو خرمن های گندم و جو را نرم می کرد و به اصطلاح امروز می کوبید ؛ گفته
می شد . لازمه ی کار وجود دو رأس گاو بود که با «جُق» (چوبی دو متری که بر دوش گاوها قرار می گرفت) در کنار هم قرار می گرفتند و «بردو» یا خرمنکوب چوبی هم از طریق طناب به جق متصل می شد و پشت پای گاو ها کشیده می شد و صاحب گاوها یا گاوران هم بر روی بردو می نشست و گاوها را مرتب بر روی خرمن گندم می چرخاند . گردش گاوها برخلاف عقربه ساعت به صورت گردش به چپ بود و برای اینکه گاو ها از روی خرمن فاصله نگیرند و جدا نشوند یک طنابی را به شاخ چپ گاو سمت چپ می بستند و سر دیگر طناب را به بردو متصل می کردند تا گاوها از مسیر اصلی که دور زدن روی خرمن بود خارج نشوند . به سمت چپ گاوها و بردو که تقریبا وسط خرمن بود «گلو» می گفتند و به سمت راست بردو و گاو ها ، «کنارگلو» گفته می شد . «چریکی» همان شاگرد و دستیار گاوران بایستی مرتب ساقه ها و خوشه های گندم را از کنارگلو بالا می ریخت تا هم در زیر بردو قرار گیرد و هم از پخش شدن خرمن جلوگیری شود و از سمت گلو یا وسط خرمن هم همین کار را می کرد تا در زیر بردو قرار گیرد و نرم شود . جنس بردوها در قدیم از چوب بوده و حتی تیغه های آن هم از چوب بوده و بعدها تیغه های آهنی برای بردوها تعبیه کرده بودند که خرمن ها زودتر کوبیده شود . چریکی یا همان شاگرد گاوران علاوه بر بالا ریختن ساقه های گندم ها در وسط خرمن مسئول تدارکات هم بوده که می بایست برای آوردن آب ، شام و ناهار از داخل شهر هم اقدام می کرد . وقتی که خرمن گندم یا جو بر اثر چرخیدن زیاد گاو ها با بردو کاملا نرم می شد نوبت به کاجک زدن می رسید که با وزیدن باد مناسب با کاجک (چهارشاخ چوبی) به طرز ماهرانه ای به هوا می ریختند تا از این طریق کاه از گندم جدا شود . پس از کوبیدن یا نرم کردم خرمن با بردو سهم کشمایو(دشتبان) از خرمن گندم یا جو ، بسته به اندازه آن ، حدود ۱۰ تا ۲۰ کیلوگندم بود که به وحی تحویل می دادند چرا که در طول زمان کاشت تا زمان برداشت از مزارع مراقبت می کرده و دیگر اینکه برخی از فقرا هم که اصطلاحا به آنها سر خرمنی جمع کن می گفتندبه هنگام کاجک زدن و جدا کردن کاه از گندم به محل خرمن می آمدند و صاحب خرمن ، ده سیریا حداکثر یک کیلو گندم به وی می داد . پس از جدا کردن کاه از گندم ، کاه ها و گندم ها را با الاغ به منزل صاحب خرمن حمل می کردند . گندم ها را ابتدا در وسط اتاقی که خُم ها یا پَر خوها(محل نگهداری گندم) در آن اتاق قرار داشت انباشته می کردند تا شبانه سرد شود و صبح روز بعد آنها را درخُم ها که برخی به آن کند و هم می گفتند از دریچه ای که در بالای آن تعبیه شده بود داخل آن می ریختند و بعد ها برای مصارف پخت نان مقداری را از دریچه پایین کند و یاخم تخلیه می کردند و به آسیاب می بردند و آرد می کردند و نان می پختند یا برای بذر ، به هنگام کاشت گندم در اواخر مهرماه تا پایان آبان ماه استفاده می کردند. کوبیدن یک خرمن گندم با گاو و بردو و کاجک زدن آن ممکن بود دو تا سه شبانه روز و حتی بیشتر طول بکشد چرا که کاجک زدن و جدا کردن کاه از گندم نیازمند وزیدن بادهای مناسب از طرف کوه بالا بود که گاهی باد می ایستاد و عملا کاجک زن کاری از دستش ساخته نبود و می بایست می نشست تا دوباره باد بوزد . اما حالا یک خرمن کوب را به دنبال تراکتور می ببندند و در کمتر از ۲ ساعت یک خرمن بزرگ را می کوبند و کاه ها و گندم ها هر کدام جداگانه در کیسه می شود و در مزارع گندم که وسعت بیشتری دارد از این هم آسان تر و با کمباین گندم ها درو می شود و همزمان کاه از گندم جدا شده و در کامیون و یا تریلی تراکتور تخلیه می شود . اختراع این دستگاه ها و تسهیل در روند کار و صرفه جویی زیاد در وقت ، واقعا جای شکرگزاری دارد که افراد کمی شکر این نعمت ها را به جای می آورند .